
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
گـسـتـردهانـد ســفــرۀ دارالـنــعــیــم را ســوزانــدهانـد شـعـلـۀ داغ جـحــیـم را کوثر به جوش آمد و دریا خروش کرد با خـویش بُرد طـعـنۀ تـلـخ عـقـیـم را! با هر حـسن حـسن، حـسـناتم زیـاد شد طوری که مـحـو کـرده تـمـام بـدیـم را از «من» الی «تو» در رمضان الکریمها بـگـشـودهانـد صَـد طـرق مـسـتـقـیم را گـویـی بـرای بــودن هــم آفــریــده انـد دسـت مـن و عــبــای امــام کــریـم را بر روی شـانـههای پیـمـبـر کـشـیـدهای تـصویـر شـاعـرانـۀ سـیـب دو نـیـم را شیعه بدون لطف امامش شکـستنیست آقای مـهـربـان...! پـدری کن یـتـیـم را ما با توأیم؛ با تو وَ سـوگـند میخـوریم در روز حشر هم به تو پیوند میخوریم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
اگرچه گـرد نشـسـته به دامن حـرمش ستـاره میشکـفـد از غـبار هر قـدمش نسیم میرود از صحن او به سوی بهشت که عطر فاطمه دارد نسیم صبحدمـش حسن کلام بزرگیست، فهم ناقـص ما چه درک میکند از جایگاه محترمش! کـسی که دامن او را گـرفـتـه میدانـد امید میچـکـد از دستهای با کـرمش به نام فـاطـمه پیـونـد خورده نام حسن به داغ فاطمه پیوند خورده است غمش خیال کرده حرم را خراب کرده، بگو: بیا ببـین که دل شیـعـیان شده حـرمش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
خـدا به آل عـلی انـحـصار بـخـشـیده هرآنچه داشـته براین تـبـار بخـشـیده طفـیل فـاطمه بودهست خـلقـت عـالـم خدا به سفـرۀ خود سفـرهدار بخـشیده اگرچه عـادت این خـانـواده است اما حـسن به نـام کـرم اعـتـبار بخـشـیـده گدا به نـزد حسن رفـته شاه برگـشـته کـریم از کـرمـش بیشمار بخـشـیـده جهان به چشم ندیـده کـریم مثل حسن تمام زنـدگیاش را سـهبـار بخـشـیـده شکسته باد دهـانی که حرف ذلت زد به شیعه صلح حسن افـتخار بخـشیده چو ذوالفقار بُرندهست صلح سبز حسن به تیغ سرخ حـسین اقـتـدار بخـشـیده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
ماه پشت ابرهای تار، دستش بسته نیست موج یعنی حیدر کرار دستش بسته نیست آسمانی از کـرامـت دارد این مـاه تـمام ماه من در موقع افطار دستش بسته نیست صلح یعنی کربلا زیر سکوتش جاری است رود اگر رود است در شنزار دستش بسته نیست صلح یعنی رهبر بی یار دستش بسته است کربلا یعنی که پرچمدار دستش بسته نیست ای شهیدان مرحـبا از برکت خـون شما این زمان تنهاترین سردار دستش بسته نیست صبح فردایی امامم حی ّو حاضر میرسد برخلاف عهد ما این بار دستش بسته نیست مینـویـسد آیـههای عـشق را دور بقـیع آن زمان استاد کاشیکار دستش بسته نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
امشب که فرشتگان سخن میگویند گویا سخـن از زبـان من میگـویند ذکر لـبـشـان شنـیـدنیتر شده است در ارض و سما حسن حسن میگویند ************ خـاک قـدمـش شــمـیـم جـنـت دارد در هر نـفـسـش عـطر اجابت دارد اعجاز محـمدیست در چـشـمانـش از بس که به جد خود شباهت دارد ************ ای زمـزمه صبـح و نـسیم ادرکنی آئـیـنـه رحـمـان و رحـیـم ادرکـنـی ای در کـرم و سـخـاوت و آقــایـی بی خـاتـمـه، ایـهـا الکـریم ادرکنی ************ مـانـنـد عـلی لحـن فـصیـحی داری در چـهـره خود نـور ملیحی داری آقـــا حـــرم الله شـــده دلهــامـــان در هر دل بی تاب ضریحی داری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
یک شهر چشیده همه طعم رطبش را دیـدنـد یتـیـمان عـرب تاب و تبـش را از بخـشـش دستان کـریمش چه بگویم خورشید گرفتهست از او نان شبش را نان و نمک سـفـرۀ او چـشـمبـهراهانـد تا بـاز کـنـد لـحـظـۀ افـطـار لـبـش را آنقـدر کـریـمـانه کـرم کرده که سائل یک عمر نهان داشته دست طلبـش را دریـای کـرم جـوهـر تـوصـیف ندارد با این قـلـم گـنگ چگونه لقبش را...؟ او مرد قیام است که در اوج سکوتش با صلح نشان داده به عالم غضبش را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
آسمان را پهن میکردی به هنگـام نماز تا که باشد کهکشان با خاک پایت همتراز دستهایت سفرهای بود از سخاوت بیشتر میپذیرفتی جهان را روز و شب با روی باز کوهی و توهین جمعی سنگریزه هیچ نیست ای مُعزّ المؤمنین! ای تا قیامت سرفراز! قطره قطره میچکید از چشمت اقیانوسها آنقَدَر که داشتی در سجدهات سوز و گداز با وضو پشت سرت میایـسـتادند ابرها هر زمان دنیا تو را میدید در راز و نیاز گوشهای از سفرهات همواره میآمد بهشت ای که بودی مثل آغوش خدا مهماننواز وای بر آن حس تاریکی که یک شب بیهوا گنبد خورشید را برداشت از خاک حجاز
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
ای شکوه کهکشانها پیشِ چشمانت حقیر روح خنجر خوردهام را از شب مطلق بگیر رشکِ مرغان رها در باد شد پرواز من تا شدم در تار و پود خلعت عشقت اسیر طرح لبخند غیورت مثل باران مهربان جنگلِ سبز حـضورت مثل دریا دلـپذیر کوچهکوچه هفت شهر عاشقی را گشتهام مثل تو پیدا نکردم ای شگـفتِ بینـظیر ای کـریـمِ آسـمـانـی بـا نـگـاهِ روشـنـت سكهٔ مهتاب را دادی به شبهای فقـیر!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
مینویسم "یا حسن"، حُسنِ ختامش با خودت بر لبم ذکر تو را دارم، دوامش با خودت لحظههای عُمر خود را میسپارم دست تو از سلام زندگی تا والسلامـش با خودت از ادب دور است نزدت دست خالی آمدن زخـم آوردم برایت، التـیـامش با خودت باز هـم بال خـیـالم تا بـقـیعات پَـر کشید من کبوتر میشوم یک روز، بامش با خودت سر به دامان تو خواهم داشت یا زانوی غم؟ اینکه باشد لحظۀ مرگم کدامش، با خودت! از کریمان کم طلب کردن که کفرِ نعمت است حاجتم را هم که میدانی، تمامش با خودت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
شکـر خـدا که بـا غـمتـان آشـنـا شـدیم از شـیـعـیـان عــاشـق آل عـبـا شــدیـم مـدیـون این مـحـبت بیمـنـتـهـا شـدیـم با لطـف پـادشـاه بـر این در گـدا شدیم دنیا بـدون نـور عـلی در سیاهی است کـار گـدای کـوی عـلی پادشاهی است آنهـا سـفـیـنـههـای نـجـات شـریـعـتـنـد طفلان قـومـشان همه پـیـر طریـقـنـتـد صاحب لوای عرصه حق و حـقـیقـتند لحظه به لحظه سوی خدا در عزیمـتند ما از قـدیـم شـامـل احـسـانـشـان شدیم عاشق شدیم و دست به دامانشان شدیم جبریل کیست؟ خادم و دربان اهل بیت ما کـیـسـتـیـم؟ تـشـنـه بـاران اهل بیت از نـسل باشـرافـت سـلـمـان اهـل بیت هر کس دخیل بست به دامان اهل بیت حـاجـترواتـرین غـزل این کـتاب شد یـعـنـی که ذرّه بـود ولـی آفـتــاب شـد این شعر پاک ذرهای از لطف مجتبیست عالم فدای مرحـمت پور مرتـضیست تصویری از جمال دلانگیز مصطفیست دست کریم اوست که مشکلگشای ماست تو جـان پـاک فـاطـمـهای مـاه پـنج تن هـستم گـدای سـفـره لـطف تو یا حسن قد قامت قـیام تو بیشک قـیـامت است صلح و تو اوج غیرت و عین شجاعت است اسـرار تـو به سـیـنه شـاه ولایت است صبر تو آیتیست که سرّ امـامت است خـون گـریه کردهایم برای تو یا حسن پس سـیـنه میزنـیم به پای تو یا حسن سـر تـا به پـای تو اخـلاص در عـمـل طـعـم اطـاعـتت شده اهـلا من العـسـل ای شـیر ذولـفـقـار به دست شب جمل این ضرب شصت توست ندارد دگر مثل از هول حملهات همه گـشـتـند بیقرار از تـیـغ آبـدار تـو لا یــمـکـن الـفــرار فـتـح جـمـل که بـیدم مـولا نـمیشـود بیدست مـجـتـبی گـرهای وا نـمیشود قـطره حـریف وسـعـت دریـا نمیشود یعـنی که هـیچ کس یل زهـرا نمیشود در چهرهات تلاءلویی از نور فاطمه است سردار سروران عرب پور فاطمه است تا دسـت رد به سـیـنـه نـامـردهـا زدی از خـود پـلی به مـقـصد کـربـبلا زدی در وقت جـنگ شیرخدا را صدا زدی بـا تـیـع پـای آن شـتــر سـرخ را زدی مانند ضربهای که عـلی زد به عـبدود گفت است آفرین به تو جـبریل بیعدد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
هر کسی سورهٔ حُسن از لب ما نشنیدهست «بوی پیراهن یوسف ز صبا نشنیدهست» هر کسی هست دل از دست ندادهست هنوز صوت قـرآن مسیـحـای مرا نشنیدهست زیر این گـنـبد دوّار کـسی از دو لـبـش جز صدای سخن عشق صدا نشنیدهست طعنه و زخم زبان هر چه هم از هرکه شنید ولی از او احـدی غیر دعـا نشـنیدهست دو سه باری همۀ زندگیاش را بخـشید در این خانه کسی چون و چرا نشنیدهست «ندهد فرصت گـفـتار به محـتاج کـریم گوش این طایـفه آواز گـدا نشنیدهست»
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
درخـتهـای اُمـیـدیـم، از دیـار حـسـن پُر از شکـوفۀ عـشـقـیم در بهار حسن به سَلسَبیل و به زمزم که احتیاجی نیست! رسـیده اسـت لـبِ ما به جـویبار حسن به دخـل کاسـبیام برکـتی فـراوان داد از آن زمـان که شدم خـادم تـبار حسن همین دو لقمۀ نان را حسن به ما بخشید گرفته سفرۀ ما رنگ از اعـتبار حسن کـریـم بـودنِ او قـابـلِ محـاسـبه نیست کجا تـرازوی ما و کجا عـیار حـسن؟! کدام شاه نشـسـته است با جـذامیهـا؟! بـلـند میشـوم از جا به افـتخـار حـسن بنازمش که چنان شیر از جمل برگشت چه کرد در دل آن فتنه، ذوالفقارِ حسن من از طـفـولـیـتـم عـاشق دو شاه شدم منـم دچـار حـسـین و منم دچـار حسن در اربعین حسینی، حسن جلودار است قـدم زدم هـمـۀ جـاده را کـنـار حـسـن عمودِ یکصد و هجده، بهشتِ مشّایه است خدا رسانده خودش را سرِ قرار حسن حسین با همۀ دلرُباییاش، حـسنیست ببین دل از همه بُردن شده است کار حسن خیالـبافی من صحـنسازیِ حسن است شـبـیه مشهـد ما میشـود مـزار حـسن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
از شهر من تا شهر تو راهی دراز است اما تو را میبیند آن چشمی که باز است در عکسها دیدم مزارت را و عمریست شمعی به یادت در دلم در سوز و ساز است از هـر غـریـب و آشـنـا پـرسـیـدم از تو گفتند بیش از هر کسی مهماننواز است مردی که زانو زد جمل با ضرب تیغش میلـرزد آن وقتی که هـنگـام نماز است در بـاد، بـیــرقهـای خــونـیـن مــحــرم در امـتـداد پـرچـمـت در اهـتـزاز اسـت تنهـاییات، تنهـاییات، تنهـاییات، مرد! بیـش از تمام دردهـایت جـانـگـداز است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
مینویسم "یا حسن"، حُسنِ ختامش با خودت بر لبم ذکر تو را دارم، دوامش با خودت لحظههای عُمر خود را میسپارم دست تو از سلام زندگی تا والـسلامش با خودت از ادب دور است نزدت دست خالی آمدن زخم آوردم برایت، التـیـامـش با خودت باز هم بال خـیـالم تا بـقـیعات پَـر کـشید من کبوتر میشوم یک روز، بامش با خودت سر به دامان تو خواهم داشت یا زانوی غم؟ اینکه باشد لحظۀ مرگم کدامش، با خودت! از کریمان کم طلب کردن که کفرِ نعمت است حاجتم را هم که میدانی، تمامش با خودت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ امام حسن مجتبی علیهالسلام
آسمان را پهن میکردی به هنگـام نماز تا که باشد کهکشان با خاک پایت همتراز دستهایت سفرهای بود از سخاوت بیشتر میپذیرفتی جهان را روز و شب با روی باز کوهی و توهین جمعی سنگریزه هیچ نیست ای مُعزّ المؤمنین! ای تا قیامت سرفراز! قطره قطره میچکید از چشمت اقیانوسها آنقَدَر که داشتی در سجدهات سوز و گداز با وضو پشـت سرت میایسـتادند ابرها هر زمان دنیا تو را میدید در راز و نیاز گوشهای از سفرهات همواره میآمد بهشت ای که بودی مثل آغوش خدا مهماننواز وای بر آن حس تاریکی که یک شب بیهوا گنبد خورشید را برداشت از خاک حجاز
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
گدای لطف و جودِ مجتبی باشد، کرامت هم فقیر و ریزهخوار خوانِ او باشد، سخاوت هم حَسن صورت، حَسن سیرت، حَسن خَلق و حَسن خُلق است که معنا عاجز است از حدّ توصیفش، عبارت هم چنان افتادهام بر خاکِ پایِ مجتبی امروز "که فردا برنخیزم، بلکه فردایِ قیامت هم" کجا او دوستان را از دعا محروم میسازد دعا میکرد بهر آنکه بود اهل اهانت هم ضمانت میکند دنیا و عـقبای محبان را که اینجا دستگیری میکند، آنجا شفاعت هم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
حَسن؛ بگو و ببین اسم محترم این است هزار شکر مرا ذکر دم به دم این است بگو همیـشه که یا محـسن بحـقّ حـسن که پیش حضرت حق بهترین قسم این است سه بار زندگیاش را تـمـام بـخـشید او به هر چه هست کشیدن خط عدم این است گـرفـتـه لـقـمـه بـرای جـذامـیـان حـتـی بگو به مدعـیان، معـنی کَـرَم این است به وقت بذل کریم و به وقت رزم دلیر سخاوت است و شجاعت، هم آن و هم این است جمل که رفت به میدان، علی چنین میگفت: مـحـمـد حـنـفـیّـه بـبـیـن جَـنَـم این است که گفته است حسن بیحرم بُوَد اصلا؟! میان دل حرمش باشد و حرم این است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
دلی که در غم و شادی همیشه با حسن است مسیر قبلۀ او هست هر کجا حسن است حدیث " قـصۀ ناگـفـته " را که میدانی به دردهای دلِ خـسته، آشنا حسن است به سفـرهداری او غـبطه میخورد حاتم که در قـبـیلۀ ایـثار، کـدخـدا حسن است کسی که فرصت خواهش نمیدهد به گدا و بیشتر ز گمانش کند عطا حسن است سراغ مروه و سعی صفا چه میگیری؟ بیا مدینه! ببین مروه و صفا حسن است تویی که طعنه به صلح حسن زدی، خاموش که شرح و ترجمۀ متن کربلا حسن است به نقش صورت او حُسن را تمام کـشید نـمـونـۀ هـنـر کـامـل خـدا حـسـن اسـت کـبـوتـرانـه دلـم پَـر کـشـید سوی بـقـیع نَفَس نَفَس نَفَسَم غرقِ ذکر "یا حسن" است عـزیز فاطمه هست و بهـار باغ رسول چه فرق میکند این که حسین یا حسن است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
از علی دَم بزن اما دَمِ مولا حسن است که دمادم نَفَسِ حضرتِ زهرا حسن است »ما هـمه بـنده و این قـوم خـداونـدانند «ما همه خاک ولی عرشِ مُعلا حسن است عـرش گـفـتیم و غـلـط بود نفـهـمیدم که سومین رکعتِ پیغمبرِ عُظمی حسن است او عظیم است قدیم است رحیم است و کریم چهارده تَن حسن انگار که تنها حسن است نُه امامـم حـسنیاند و عـمو جان گـویند نسبت هشت امامم همگی تا حسن است من از این بندگی و زنـدگیاش فهـمـیدم به خدا دست خداوند دو دنیا حسن است دَمِ ما هست حـسن بـازدمِ ماست حسین دردِ ما تا که حسین است مداوا حسن است هـر حُــسـیـنـیـه از اول حَـسـنـیـه بـوده به حسن کار محرم همهاش با حسن است گرچه عباس و حسین است و علی اکبرها تا حسن هست دمِ زینبِ کبری حسن است بر عقیق یمنِ سرخِ علی، جان حسن است نقشِ حکاکی فیروزۀ زهـرا حسن است پـسـرانش همه در کـربـبـلا میگـفـتـنـد آی؛ فرزندِ حسن نیز سـراپا حسن است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
شعرِ من واژۀ من لُبِّ کلامم حسن است شب سلامم حسن و صبح سلامم حسن است با حسن زنده و با عشق حسن خواهم مُرد حُسنِ مطلع حسن و حُسنِ ختامم حسن است هرکسی زنده به عشق است نمیرد هرگز زندۀ عـشق منم، رمزِ دوامم حسن است مثلِ رودم که حسن ذکرِ قعود است مرا مثل کوهم که شب و روز قیامم حسن است پدرم هرچه مرا نـام نهـاده است گذشت من از این لحظه از این ثانیه نامم حسن است سرِ من سبز، زبان سرخ، سرم هم برود أیهـاالـنـاس بـدانـیـد؛ امـامـم حـسن است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
دستِ ما میگـیرد و بالا و بالا میکشد هر گنهکارِ بدی را سمتِ طوبا میکشد میرباید دل به یک گوشه نگاهی از گدا بـاز هم افـسارِ ما را دستِ آقا میکـشد کیست این معنای جود و بخشش و مردانگی نازِ الطـافِ بلـندش، موجِ دریـا میکشد او معـزّالمومنینست و کـریم ابن کریم سائـل افـتاده از پا را چه زیـبا میکشد این کششها زندگی بخشیده بر هر ناامید گرچه بد میبیند از عبدِ خود، اما میکشد گریهکن را میپذیرد بینِ آغوش و سپس تا درِ کـاشـانۀ بـانـوی عـظـما میکـشد هرکسی عبدالحـسن شد مطمئنم عاقبت نـازِ او را مـادرِ سادات زهـرا میکشد بعدِ مـولانا امـیـرالمـومـنـین باشد امـام هر ولایت پیشه را در پای مولا میکشد با کریمان کارها سهل است و آسان ای رفیق مجتبی بر خوانِ خود با یک بفرما میکشد
: امتیاز
|